ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
935
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
شناختن آن اسباب متوقف بر عادت « تجربه » و اقتران آنها به يكديگر از راه استناد به ظاهر است و حقيقت تأثير و كيفيت آن مجهول است . و بخشيده نشديد از دانش مگر اندكى . [ 1 ] و به همين سبب بما امر شده است كه از آن چشم بپوشيم و يكسره آن را الغا كنيم و به مسبب اسباب كل آنها و فاعل و موجد آنها متوجه شويم تا آيين ( صبغت ) توحيد بر حسب دستور شارع كه بمصالح دين و طرق خوشبختى ما داناتر است در نفوسمان رسوخ يابد ، زيرا شارع از ماوراى حس آگاه است . پيامبر ( ص ) فرموده است : « هر كه بميرد و كلمهء شهادت : لا إله الا الله را بر زبان جارى كند داخل بهشت مىشود . » و بنابر اين اگر كسى در نزد اين اسباب بايستد همانا « از رسيدن بپايهاى فراتر » منقطع مىشود و اطلاق كلمهء كفر بر او سزاوار مىباشد و اگر در درياى انديشه شنا كند و بجستجوى از آن و اسباب و تأثيرات آن يكى پس از ديگرى بپردازد ، من ضمانت ميكنم كه جز با نوميدى باز نگردد و از اين رو شارع ما را از نگريستن و انديشيدن در اسباب نهى كرده و ما را بتوحيد مطلق دستور داده است چنان كه فرمايد : « بگو اى محمد ، اوست خدا يگانه ، خداى بىنياز ، نزاده و زائيده نشده و او را همتا و همالى نيست [ 2 ] » و البته نبايد به پندارى كه انديشه بر تو القا مىكند اعتماد - كنى و گمان برى كه فكر قادر است بر كائنات و اسباب آن احاطه يابد و بر سراسر تفصيل وجود و هستى آگاه شود چنين رأى و پندارى ابلهانه است . و بايد دانست كه وجود در نزد هر ادراك كنندهاى در نخستين نظر منحصر به همان چيزهائى است كه بمشاعر خويش در مىيابد و از آن تجاوز نميكند در صورتى كه واقعيت امر فى نفسه جز اين است و حق از ماوراى آن است . مگر نمى -
--> [ 1 - ) ] وَ ما أُوتِيتُمْ من الْعِلْمِ إِلّا قَلِيلًا 17 : 85 . س : 17 ( الاسراء ) آ : 87 [ 2 - ) ] سورهء اخلاص از آيهء 1 تا پايان .